مهربانی را بیاموزیم فرصت آئینه ها درپشت درمانده است، روشنی را میشود در خانه مهمان کرد-می شود درعصرآهن آشناترشد،سایبان ازبیدمجنون روشنی ازعشق ، می شود جشنی فراهم کرد، می شود درمعنی یک گل شناورشد. مهربانی رابیاموزیم، موسم نیلوفران درپشت درمانده است، موسم نیلوفران یعنی که باران هست یعنی یک نفرآبی است،موسم نیلوفران یعنی یک نفرمی آیدازآنسوی دلتنگی، می شود برخاست درباران دست دردست نجیب مهربانی، می شود درکوچه های شهرجاری شد، دستهای خسته ای پیچیده باحسرت، چشمهایی مانده بادیوار رویاروی،چشمهارا میشود پرسید.یک نفرتنهاست یک نفربا آفتاب وآسمان تنهاست،درزمین زندگانی آسمان را می شود پاشید،می شودازچشمهایش چشم ها رامی شود آموخت.